اخبار و اطلاعات فناوری و کامپیوتر
 
نویسندگان
پیوندهای روزانه
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :

GIVEAWAY : جنیفر هیجان زده است که یک نسخه رایگان از آخرین رمان خود را به یک مفسر تصادفی ارائه می دهد. ظرف 2 هفته نظر دهید برندگان باید برای دریافت کتاب از طریق نامه در کانادا / ایالات متحده زندگی کنند. حتی اگر قبلاً برنده شوید می توانید در یک مسابقه وبلاگ پیروز شوید. (به روز رسانی: کارن گاو برنده شد.)

ستون مهمان جنیفر مک ماهون ، که در حومه شهر بزرگ شده است

کانکتیکات ، و به کالج گودارد رفت. او پرفروش است

نویسنده قول نه به گفتن ، جزیره دختران گمشده ، برچیده شده ، و

یک کلمه تنفس نکنید . جدیدترین رمان او با عنوان One I Left Behind است

(ژانویه 2013 ، ویلیام فردا) ، که بررسی های ستاره دار را در سال دریافت کرد

هفتگی ناشران و کرکوس. او به همراه خانواده در ورمونت زندگی می کند.

از وب سایت وی دیدن کنید یا با وی در توییتر ارتباط برقرار کنید.

2. با شخصیت شروع کنید . دانلود کتاب های جدید او را ناقص و باورپذیر کنید. بگذارید زندگی کند و نفس بکشد و به او این آزادی را بدهد که شما را غافلگیر کند و ماجرا را در جهات غیرمنتظره ببرد. اگر او از شما تعجب آور نباشد ، می توانید شرط ببندید که برای خوانندگان شما صاف به نظر می رسد. یک تمرین که من همیشه هنگام آشنایی با یک شخصیت انجام می دهم این است که از او بخواهید اسرار خود را برای من تعریف کند. با یک قلم و کاغذ بنشینید و شروع کنید ، "من هیچ وقت به کسی نگفتم ..." و از آنجا بروید ، با صدای شخصیت خود بنویسید.

3. به آن شخصیت مسئله ای قانع کننده بدهید . شخصیت شما باید چیزی داشته باشد که او را به چالش بکشد ، او را عذاب دهد و او را به جلو سوق دهد. در قلب هر داستان تضاد است - چه بیرونی و چه داخلی ، آن را به خوبی تبدیل کنید و به یاد داشته باشید که این مشکل شخصیت شما را شکل می دهد و باعث می شود او برای همیشه تغییر کند.

(آن را به صورت پیش فرض پرداخت کنید - 11 راه برای کمک به یک دوست می توانید کتاب جدید خود را به بازار عرضه کنید.)

4- اتفاقات را بیفتد! شما می توانید بزرگترین شخصیت های جهان را داشته باشید و زیبا بنویسید ، اما اگر هیچ اتفاقی نیفتد ، داستان خیلی سریع روی چهره اش می افتد. در کتابهای من مطمئن هستم که اتفاق مهمی برای طرح در هر صحنه اتفاق می افتد. و اگر صحنه ای در آنجا باشد که به انتقال داستان به روشی حیاتی کمک نمی کند ، من آن را قطع می کنم ، هر چقدر هم عالی باشد. وقتی ویرایش می کنم ، صحنه به صحنه می روم و یک جمله کلمه ای را برای توصیف عملکرد بر روی کارت شاخص می نویسم. سپس کارت را بیرون می کشم و استخوان های لخت داستانم را می گیرم. من می توانم ببینم که همه چیز به جلو حرکت می کند ، اگر به اندازه کافی پیچش و چرخش را پرتاب می کنم ، یا صحنه هایی وجود دارد که وزنشان را نمی کشد.

5- باور کنید . آه ، شما می گویید ، اما شما گاهی اوقات داستان هایی با ارواح و جن می نویسید - چقدر باورپذیر است؟ این کار می کند اگر شما آن را در جهان کتاب قابل باور کنید. در قول نه گفتن ، من برای روح شباهت قضاوت کردم - کارهایی که او می توانست و نمی توانست انجام دهد. من به او یک تاریخچه و دلیل قانع کننده برای بازگشت دادم. خوانندگان از ترفندهای ارزان متنفر هستند. روال دوقلو شیطانی را در ساعت آخر نکشید. در پایان شخصیت جدیدی برای حل مشکل شخصیت اصلی برای او به وجود نیاورید. او برای حل بهتر یا بدتر شدن باید خودش را حل کند.

6. با آن همراه پروژه شوید. هزار و یک بار وسوسه می شوید. نکن داستان را تمام کنید. سپس برای تجدید نظر در آن دو برابر سخت کار کنید. تمام تلاش خود را برای به دست آوردن آن در جهان انجام دهید. هنگامی که توسط نمایندگان و ناشران رد می شود (که این امر خواهد بود) ، ارسال آن را ادامه دهید. در ضمن ، دیگری بنویسید. بعد دیگری به من اعتماد کن هر وقت بهتر میشی شما در این کار نوشتن نیستید زیرا این کار آسان است. به من چهار کتاب ، دو عامل و هفت سال طول کشید تا اولین رمان من منتشر شود. این جاده سخت و طاقت فرسایی بود ، اما چنین است ، بنابراین ارزش آن را در پایان!

(بهترین کنفرانس های نویسندگان برای حضور در چیست؟)

7. و در آخر: قوانین را نادیده بگیرید. (از جمله معدن من.) همه مشاوره و نظریه هایی دارند؛ مردم می خواهند شما را کبوتر کنند ، شما را با قوانین و قراردادهای خاص خود در ژانر قرار دهند. من فکر می کنم وقتی همه چیز را پشت سر بگذاریم ، کار بهتر می شود. وقتی تنها چیزی که صادق است نوشتار باشد.

نماینده دونالد ماس ، که نویسنده هم هست

خودش یکی از مربیان برتر سراسر کشور است

در ساختن داستان های با کیفیت. راهنمای اخیر او ،

The Fire in Fiction ، نحوه تهیه آهنگ را نشان می دهد

رمانی که عوامل / سردبیران را برای ادامه خواندن بدست می آورد.

سایر مقاله ها و پیوندهای نوشتن / انتشار برای شما:

کار شما برای نوشتن است ، نه نگران کننده.

نماینده جدید ادبیات به دنبال مشتری: میشل ویت از عمارت خیابان Mgmt.

توصیه ای که من به عنوان یک نویسنده جدید به آن احتیاج دارم (اما هرگز بدست نیامده است).

5 قطعه از مشاوره من خوشحالم که من نکردم.

با ساختن بستر نویسنده خود کتابهای بیشتری بفروشید .

چاک سامبوچینو را در توییتر دنبال کنید یا او را در فیس بوک پیدا کنید. در مورد راهنماهای نوشتن وی در مورد نحوه انتشار ، چگونگی یافتن یک ادبیات و نحوه نوشتن نامه پرس و جو ، اطلاعات کسب کنید .

آیا می خواهید دید خود را بسازید و کتاب های بیشتری بفروشید؟

اولین رمان شما به شما نشان می دهد که چگونه

خود و کتاب های خود را از طریق اجتماعی ترویج کنید

رسانه ها ، سخنرانی های عمومی ، مقاله نویسی ، برندسازی ،

و بیشتر. کتاب را از WD با تخفیف سفارش دهید . 

Writersdigest.com یک شرکت کننده در برنامه خدمات همکاران Amazon Services LLC است ، یک برنامه تبلیغاتی وابسته است که به منظور فراهم کردن ابزاری برای سایتها برای کسب هزینه تبلیغات از طریق تبلیغات و لینک دادن به Amazon.com و وب سایتهای وابسته طراحی شده است.

FacebookTwitterLinkedInRedditPrintFriendlyپست الکترونیکیادامه...

دسته بندی ها

ستون مهمان ، انتشارات بینش ، تازه چه خبر

منابع نوشتن رایگان

نوشتن داستان: 5 نکته برای خلاقیت بیشتر

10 موقعیت شروع برای ضرب و شتم بلوک نویسنده

راهنمای رایگان تکنیک های تجدید نظر برای نویسندگان

توسعه طرح: نمودارها و نکاتی برای ترسیم و ترسیم یک رمان

ورق تقلب NaNoWriMo هفته 1 - توسعه شخصیت

14 اشتباه آماتور که هر نویسنده باید از آن جلوگیری کند

قواعد دستور زبان - Debunking 10 دستور زبان (و نوشتن رمان) افسانه ها

چرا یک نویسنده بدون مهلت به دنبال مشکل است

نوشتن مقاله سفر

54 فکر در مورد " چگونگی نوشتن رمان: 7 نکته ای که همه می توانند از آن استفاده کنند "

ممنون از این ستون من تازه اولین رمان خود را منتشر کردم (در سن 69 سالگی) ، و می توانم بگویم این نکات عالی هستند. برای شروع کتابم ، مجبور شدم یک شخصیت را برای "تجسم" داشته باشم ، بنابراین شخصی را که در دبیرستان می شناختم تصویر کردم و از او به عنوان یک الگوی استفاده کردم ، اما فقط بصری. من در سال 1972 در مورد بازیکنان بیس بال نوشتم و این پسر در دبیرستان من توپ بازی کرد. من به یاد آوردم که او چگونه در لباس دبیرستانی خود به نظر می رسید ، آن را توصیف کرد ، سپس شخصیت های دیگر فقط از رنگ آبی بیرون آمدند.

نکته دیگر: اگر در حال نوشتن یک دوره زمانی تاریخی هستید ، اطمینان حاصل کنید که نامهای استفاده شده با دوره زمانی مطابقت دارند. به عنوان مثال ، در دنیای امروز ، بازیکنان بیس بال مانند نام های جاستین ، چیس ، داستین و بسیاری از نام های لاتین نامگذاری شده اند. در سال 1972 ، بازیکنان لاتین فقط تعداد زیادی از بازیکنان در حال شکستن بودند و بازیکنان معمولی دارای اسامی مانند جو ، دیک ، جیمی ، بابی و غیره بودند. من سالنامه دبیرستان خود را بیرون کشیدم و نگاه کردم به اسامی که پسران در آن زمان به دست می آوردند. انجام تحقیقات بسیار مهم است تا شخصیت های شما قابل باور باشند.

من سالهاست که با ایده نگارش کتاب دست و پنجه نرم می کنم. ایده داستان من این است که درمورد اتفاقاتی که برای خودم افتاده است بنویسم اما من ترجیح می دهم اسم ها را عوض کنم ، سفارشات وقایع اتفاق می افتد و شاید جزئیاتی را اضافه کنم تا آن را سرگرم کننده تر کنم. داستان شامل عشق ، دلهره ، سوء استفاده و قتل خواهد بود. متأسفانه بخشی از قتل صادق بود و من چندین بار تهدید شدم که در مورد آن صحبت نخواهم کرد ، به همین دلیل نمی خواهم این یک اثر اتوبیوگرافی باشد که دچار دردسرهای زیادی می شوم. در حال حاضر اما داستان من پایان خوشی ندارد. در حقیقت ، به نظر می رسد فقط یک یا دو فصل به نظر می رسد که چیزها به دنبال شخصیت اصلی هستند اما برای اکثر کتاب این است که او فقط سعی در نگه داشتن عاقلانه و مقابله با همه چیزهایی که روی او انداخته شده است. من نمی خواهم این داستان را به پایان خوشبختی برسانم ، زیرا همانطور که شما گفتید داستان باید باورپذیر باشد و از آنجا که بر اساس وقایع زندگی خودم استوار است ، من اعتقاد ندارم داستان من به خوبی تمام شود. من می توانم او را پیدا کنم که شاهزاده اش را پیدا کند و با خوشحالی زندگی کند یا بعد از آن برود کل او خیلی زیاد است و خودکشی می کند که برای من ، دوم باورپذیرتر است اما دوباره ، آیا این واقعاً چیزی است که مردم می خواهند بخوانند؟ نمی توانم بسیاری از افراد را که در کنار استخر استراحت می کنند تصور کنم در حالی که مایل به دستیابی به یک جعبه بافت هستند. من شخصاً داستانهای غم انگیز زیادی خوانده ام اما همه آنها تمایل دارند که در پایان به نوعی مثبت باشند. حتی رومئو و ژولیت ، به اندازه کافی منصفانه ، هر دو خودکشی کردند ، اما به همین ترتیب توانستند با هم باشند. دلیل اصلی اینکه من واقعاً می خواهم این کتاب را بنویسم این است که من سالهاست که درمورد بسیاری از مسائل در سکوت خاموش بوده ام و در نتیجه اکنون برخی از مشکلات سلامت روانی / اعتماد را دارم بنابراین به طریقی احساس می کنم آزاد کردن و قادر به شنیدن بازخورد در مورد آنچه دیگران ممکن است در آن شرایط انجام داده اند. من بسیار متاسفم که چنین اظهار نظر طولانی ارسال می کنم اما واقعاً از بازخورد در مورد پایان دادن قدردانی می کنم. آیا پایان غم انگیز مناسب است یا باید واقعاً سخت تر تلاش کنم تا نتیجه مثبت بگیرم؟ پیشاپیش از هر کسی که این مطلب را بخواند تشکر می کنم.

من می خواهم چیزی را در آن سطرها بنویسم. احساس می کنم رمان ها فقط اگر درست اجرا شوند ، می توانند به صورت منفی ، تاریک تر نوشته شوند. به همین دلیل می خواستم رمانی در مورد زندگی ام بنویسم (بدیهی است با برخی از تغییرات) و به جنبه های ناگوار آن متمرکز شوم زیرا در حالی که ممکن است این موارد ناراحت کننده باشد ، لازم است که در مورد این موارد مانند سلامت روان و سوءاستفاده صحبت شود. هر داستان به یک پایان خوش نیاز ندارد ، زیرا به هر حال این یک کلیشه کاملاً رایج است. هر نوع پایان برای یک داستان عالی است تا زمانی که مناسب باشد و به نظر نمی رسد بیش از حد اجباری یا عجله شده باشد و نتیجه گیری دقیقی از وقایع اتفاق افتاده در طول کتاب است. دوست دارم پاسخ شما را بشنوم یا رمان شما را بخوانم اگر و هنگامی که شروع به نوشتن کردید ، شاید بتوانیم ایده ها را تبادل کنیم!

کتاب من ، که تازه بیرون آمد ، پایان خوشی ندارد. شما باید در راه نوشتن آن دقت کنید تا بدل نشود. یافتن شاهزاده اش و زندگی "خوشبختانه پس از آن" نیز می تواند به این معنا باشد که او فکر می کند که او تا به حال با خوشبختی زندگی خواهد کرد ، فقط به این نتیجه می رسد که "شاهزاده" او یک مبهم در لباس مبدل است و فقط او می تواند این را ببیند ، زیرا شخصیت عمومی او بسیار متفاوت است

شما باید یک ویرایشگر عالی پیدا کنید تا به شما در تجزیه و تحلیل پایان بخش کمک کند. آن را به روشی بنویسید که می خواهید آن را به پایان برساند ، سپس ویرایشگر شما را با نوشتن شما راهنمایی می کند.

این بهترین توصیه من است.

دره عروسک ها با تقلب لیون به پایان رسید ... دوباره…. و این مرا 20 سال قبل از شروع عاقبت از دست داد. درس های آموخته شده می تواند پایان بخش باشد. من در واقع از آن کتاب لذت بردم چون نتیجه اش خوشحال نبود. چه چیزی بیشتر از این تعجب آور است؟ اگر این باعث می شود خواننده دلیلی برای غصه خوردن در زندگی خود داشته باشد ، پایان خوبی را می نویسید. جهان همه آب نبات و رنگین کمان نیست

امتیاز:
 
بازدید:
[ ۱۱ اسفند ۱۳۹۸ ] [ ۰۶:۴۲:۴۰ ] [ Demir ]
[ ]
.: Weblog Themes By nasrblog :.

درباره وبلاگ

جامع ترین اطلاعات فناوری و کامپیوتر را در اینجا بیابید.
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت   لغو عضویت
امکانات وب